تبليغاتX
گلابتون - آقای هنرمند

·         چند روز پیش با خواهرم رفته بودیم خونه ی خالم .نشسته بودیم با دختر خالم در مورد ازدواج خواهرش و مراسم عروسی صحبت می کردیم.دختر خالم هم رفت کارتای عروسی رو آورد تا ببینیم.خواهرم در مورد نوشتن پشت کارتا پرسید که چه جوری می خواید بنویسید.مثلا آقای ... همراه با خانواده  که دختر خالم گفت نه این جوری خیلی مسخرست.واقعا به نظر منم خیلی مسخرس. من گفتم بهتر بنویسیم آقای ... وخانوم ... همراه فرزندان که خوب این جوری هم خیلی طولانی میشد.بالاخره قرار شد بنویسیم خانواده محترم ...  .چیزی که برام خیلی جالب بود ومجبورم کرد که این مطلب رو بنویسم تغییر طرز فکرمون و به دنبالش تغییر جامعه س.

·         معلم کلاس نقاشیمون خیلی تاکید میکنه که باید علاوه بر تمرین ومطالعه کتاب آثار هنرمندا رو هم مطالعه کنیم.به همین خاطر چند روز پیش چند تا از بچه ها رفته بودن خانه ی هنرمندان واسه بازدید از نمایشگاه اما بی برنامگی مسئولای اونجا باعث شده بود تا تاریخ افتتاح اشتباه اعلام بشه جالب اینجاس که از هر کی هم می پرسیدن یه چیزی تحویل می داده.چیزایی هم که معلممون در مورد رئیس خانه ی هنرمندان می گفت خیلی جالب بود(راست و دروغش با خودش) که این آقا قبل از انقلاب با شلوارک میگشته.زمان انقلاب توده ای میشه وسیبیل میزاره.بعد از انقلاب زمان حزب اللهیا ریش میزاره آلان هم ته ریش میزاره.واقعا به نظر من این آقا هنرمندن.در مورد دعوت کردن از مهمونای خارجی هم چزایی گفت که واقعا آدمو دیوانه می کرد .مثلا یه بار یه سری نقاش دعوت میکنن وازشون میخوان که چیزی که از ایران دیدن رو نقاشی بکنن اونا هم که اکثرا از کشورای مرفه بودن ایرانو تو نقاشی ها شون یه کشور خیلی مرفه میکشن خوب معلومه اگه چیز دیگه بکشن که دیگه دعوت نمیشن.موضوعی که خیلی آدمو آزار میده همین بخو بخوراشونه.مخصوصا وقتی از کشورای بیگانه هم باشن.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 13:16 توسط گلابتون |