تبليغاتX
گلابتون

چند روزپیش تو اتوبوس صحبت کردن چندتا زن توجه ام رو جلب کرد.خوب گوشام رو تیز کردم ببینم چی میگن.داشتن در مورد حرفای وزیر کشور که گفته بود ازدواج موقت باید با جسارت ترویج شود صحبت میکردن.یکی از زنا که مانتو زرشکی با روسری مشکی پوشیده بود خیلی حالش گرفته بود.یه خانوم دیگه که یه شال عربی پیچیده بود دور سرش وچادر عربی سرش بود (خیلی هم خوشگل بود)تاکید می کرد که عمرا زنای ایرانی مثل زنای عرب نیستن.به نظر من  که چرت می گفت.مثلا فردا شوهر خودش بره زن صیغه کنه میخاد چی کار کنه فوقش اگه خیلی زور داشته باشه و خانوادش پشتش باشن بتونه طلاق بگیره.الان هم بعد از اعتیاد دومین عامل طلاق تو کشور همین خیانت و ازدواج موقت آقایونه.


بعد از گذاشتن این پست یاد یه ماجرایی افتادم که حیفم اومد تعریف نکنم. ماجرا از این قراره که ما یه فامیل داریم یه خانم حدود 45  ساله.قبل از انقلاب ایشون که یه دختر خانوم جوان بودن با پسر عموشون ازدواج میکنن تو درگیری  های زمان انقلاب  تیر می خوره سر شوهرش وراهی بیمارستانش میکنه. بعد از یه مدت حالش خوب می شه. اما بعد از انقلاب دوباره بیماریش شدت پیدا میکنه وباعث مرگش میشه. اما چون علت مرگش تیر خوردن تو تظاهرات بوده شهید محسوبش می کنن واز طرف بنیاد شهید واسه زنش حقوق در نظر می گیرن. این خا نوم هم هر چند وقت یه بار می رفتن ویه مبلغی رو دریافت می کردن.تا این که حس نوع دوستی آقای رفسنجانی گل می کنه وچون جیگر سوختشون دیگه تحمل دیدن تنهایی این زنان بی کس رو نداشته سر نماز جمعه در مورد   صیغه کردن کلی صحبت می کنن ونحوه خواندن آن را نیز به طور کامل توزیح می دهند. خواندن این خطبه همانا و شروع شدن تیکه انداختن ها و متلک گفتن ها ودرخواست ها برای صیغه کردن همان(البته مطمئنا نه از طرف همه ی آقایون.اما باید در نظر داشته باشیم که حتی شنیدن دو تا از این حرفا در روز کلا حال آدم رو میگیره).تا جایی که این خانوم از خیر حقوقی که دولت بهش می داده هم میگذره ودیگه پاشو تو اون ادارات نمیذاره .آلان هم خیلی وقته که شوهر کرده چندتا هم بچه داره.البته من با گفتن این داستان اصلا قصد توهین به آقایون بخصوص آقایون مذهبی رو نداشتم.فقط می خواستم بگم وقتی یه همچین طرح هایی رو میدن .باید حتما به فکر عواقبش هم باشن .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 21:36 توسط گلابتون |

يا فاطمة الزهراء يا بنت محمد يا قرة عين الرسول يا سيدتنا ومولاتنا

إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك إلى الله وقدمناك بين يدي حاجاتنا

يا وجيـهة عند الله اشفعي لنا عند الله.

 

                    کوثر

          

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:19 توسط گلابتون |

نمیدونم چرا هر چی مو تو دنیا هست باید تو غذای من پیدا شه.مامان و آبجیم میگن چون خیلی حساسی این اتفاقها واست می افته.بعضی ها میگن از هر چی بترسی سرت میاد.اصلا دوست ندارم به این قانونا اعتقاد داشته باشم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 18:11 توسط گلابتون |

گفتی که:

        _((چو خورشید زنم سوی تو پر.

چون شب می کشم از پنجره سر!))

اندوه که خورشید شدی

                                تنگ غروب!

افسوس که مهتاب شدی

                                  وقت سحر!

            

 

                                            فریدون مشیری

 

 

غروب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 12:24 توسط گلابتون |

در مورد رفتار بد نیروی انتظامی بامردم چیزایی شنیده بودم.ولی زیاد اهمیت نمی دادم.تا اینکه یه همچین اتفاقی واسه خواهرم افتاد.دم مدرسه ی خواهرم چندتا مامور و سرباز گذاشتن تا از ناموس مرم نگهبانی کنن. چند روز پیش قرار شده بود بعد از دادن امتحان بره خونه دوستش تا با هم فیزیک بخونن.تا ساعت 5 اونجا بود. بعد به من زنگ زد و گفت دارم راه می افتم که بیام خونه . خواستم برم دنبالش ولی با خودم گفتم کاره بیخودیه. بهر حال تا موقعی که بیاد خونه خیلی اضظراب داشتم . تا اینکه ساعت 5:30  زنگ زد . درو باز کردم.اومد بالا وشروع کرد به تعریف کردن که موقع برگشتن متوجه میشه یکی از سربازها داره  دنبالش میاد . سرباز جلوشو میگیره و بهش میگه سوار شو بریم کلانتری خواهرم بدونه اینکه اصلا هول بشه میپرسه واسه چی ؟ سرباز میگه تا حالا کجا بودی ؟ آبجی شجاع منم میگه به تو چه .  بعد هم یه پیر مرد میاد جلو و به سربازه میگه تو چی کار داری  و از این جور حرفا خواهر منم میاد خونه جالب اینجاست که تمام مدت رییس سربازه پشت سرشون واستاده بوده وسربازهم داشته وظیفش رو انجام می داده . وقتی حرفای خواهرم تموم شد احساس بدی داشتم .اصلا به کسی چه ربطی داره که خواهرمن تا اون موقع کجا بوده. تو کشور ما حتی ساده ترین حقوق مردم هم پایمال میشه .حقوقی مثل حق آزادی بیان حق اعتراض وحتی خیلی مواقع داشتن وکیل و امثال این.....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 9:41 توسط گلابتون |

امروز رفته بودم دندان پزشکی برای پر کردن دندانم. رو در مطب یه برگه تبلیغاتی زده بود در مورد دهانشویه پرسیکا برگشتنی خونه رفتیم داروخانه و یه دهانشویه پرسیکا خریدیم.فکر کردم چون ماده مفیدیه در موردش بنویسم.

قطره پرسیکا دهانشویه ایست گیاهی که حاوح مواد ماثر گیاهانی چون مسواک((mesvak بومادرن(mint)  نعناع (yarrow ) میباشد. مهم ترین ترکیبات آلی ومعدنی قطره شامل مواد تاننی فلاونوئیدی اسانس کلسیم فلوراید وکلرایدمی باشد.

موارد مصرف:

·        جلوگیری از پوسیدگی دندان(به علت فلوراید و کلسیم قابل توجه گیاه مسواک)

·        جلوگیری از افزایش جرم دندان  وبالنتیجه جلوگیری از امراض لثه(به علت بی کربنات کلسیم وکلراید قابل توجه گیاه مسواک)

·        درمان آماس وجلوگیری از کشیدن دندان(به علت مواد آنتی بیوتیکی وتاننی موجود در گیاه مسواک)

·        ضد عفونی کننده قوی دهان (به علت ترکیبات ضد میکروب ضدویروس و اسانس های موجود در بومادران ونعناع)

·        مسکن درد دندان ولثه(به علت مواد آنالژزیک موجود در نعناع)

·        جلوگیری و تسریع در درمان آفت دهان(احتمالا به علت مواد ضد ویروس وتانن های موجود در گیاه نعنهع و بومادران)


اینم عکس نعناع وبومادران من برای پرسیکا عکس مطمئنی پیدا نکردم.

 نعناع

بومادران

 

 


پی نوشت:

1.      مامانم بچه که بوده زنجان زندگی میکردن.بومادرن اینجور جاها زیاد در میاد. اوناهم تو فصل بهار کوکو بومادران زیاد میخوردن مامانم همیشه می گفت دلیل سالم بودن دندوناش همینه.

2.      حضرت محمد (ص)همیشه از گیاه مسواک برای مسواک زدن استفاده می کرده.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 15:56 توسط گلابتون |

من کیم؟کجام؟ از کجا اومدم؟چند وقت پیش کتاب دنیای سوفی رو می خوندم(نوشته یوستاین گاردر).از نمایشگاه کتاب خریدمش البته شاید خیلی دیر خوندمش دوم دبیرستان که بودیم از این سولا زیاد می پرسیدیم یکی از بچه ها پیش نهاد کرد که این کتاب رو بخونیم .کتاب جالبی بود با این سوال ها شروع میشد. در مورد تاریخ فلسفه در اروپا اینکه نظر هر فیللسوفی چه تاثیری گذاشته. به نظر من سیر تاریخ تو هر جامعه ای درست مثل نمودار  sinaیا cosa میمونه .میره بالا میاد پایین.یا افراط یا تفریط.

sinx

 

 

 

cosx

به نظرم دنیای ما آدمهاهم همین طوریه. یه موقع این وری یه موقع اون وری.من که خیلی موقعها اینطوری بودم .خدا خودش هممونو به راه راست هدایت کنه.

اینم یه عکس از یوستاین گاردر

یوستاین گاردر

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 21:12 توسط گلابتون |

                                            بنام خداوند بخشنده و مهربان        

 

اولین باریه که می خواهم تو وبلاگم بنویسم اصلا نمیدونم چی باید بگم چون شعرهای حافظ را دوست دارم یه شعر از اون مینویسم.

                

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست                 پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان                      نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد به آواز حزین                            گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند                             کافر عشق بود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر                       که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم                            اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار                              ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 21:57 توسط گلابتون |